ابوریحان بیرونی مینویسد: " آیین پادشاهان ساسانی در پنج روز نخستین فروردین چنین بود که شاه به روز یکم نوروز را آغاز میکرد و همگان را از نشست خویش آگهی میداد و آنان را به مهرورزی خود دلگرم میساخت. روز دوم، دهگانان و کارکنان آتشکدهها، روز سوم اسواران و موبدان بزرگ، روز چهارم خانواده و نزدیکان خود، روز پنجم پسر خود و همگنان او را میپذیرفت و به هر یک از آنان در خور جاه و جایگاه، بخشش میکرد (عیدی میداد). چون روز ششم فرا میرسید و از پرداخت حقوق مردم آسوده میشد، از آن پس نوروز از آن خود او بود و تنها ندیمان او میتوانستند با او باشند و بس.
در بامداد نوروز، نواها و آهنگهای ویژهای در پیشگاه او نواخته میشد. مردم، فرمانروایان و مرزبانان هر کدام در خور کار و پیشبرد توانایی خویش شادیانههایی برای شاه میبردند و توده مردم هر چیز خوبی را سراغ داشتند چون: مشک، عنبر، عود یا کارهای دستی زیبا، پیشکش شاه میکردند و همهی این شادیانهها در دفترهای دیوانی یادداشت و ضبط میشدند. پنج روز نخست فروردین را نوروز عامه و روز ششم را نوروز خاصه مینامیدند. پذیرایی شاه بدینسان بود که: در نوروز رخت زیبا میپوشید و گوهرهای گرانبها به آن میآویخت.
با شکوه بسیار بر تخت مینشست. آنگاه جوانی که هم نام زیبا داشت و هم اندام برازنده و زیبا بود و هم به سخن و گفتار، با چهرهای گشاده و خندان بار میخواست. شاه او را بار میداد.
برابر شاه -اما پشت پرده- میایستاد. شاه از او میپرسید: کیستی و از کجا میآیی؟ با که آمدهای؟ چه آوردهای؟ به کجا میروی؟ جوان پاسخ میداد: نامم خجسته است. از پیش دو فرخنده آمدهام. سال نو و پیروزی آوردهام. پیش دو نیکبخت میروم. برای شاه مژدهی تندرستی و شادکامی دارم... آنگاه شاه میفرمود تا به در آید. او پرده را کنار میزد و چون فرشته نیکبختی بر چهره شاه لبخند میزد. پس از آن ظرف سیمین در پیش شاه مینهاد که در آن چند گرده نان گندم و جو و ارزن و ذرت و نخود و عدس و برنج و کنجد و باقلا و لوبیا گذاشته شده بود و نیز از جنس هر یک از آن نانها، هفت دانه و همچنین هفت شاخه درختان: بید، زیتون، بهدانه که نامشان را فرخنده و نگاهکردن به آنها خوشاینده و باشگون میدانستند مینهادند و بر آن شاخهها مینوشتند: افزون، افزاید، افزود،، پرداز، فراخی، فرهی و نیز برخوانی که آن ظرف نهاده شده بود: شکر و سکههای زرین و سیمین و دستهای از گیاه اسپند میگذاشتند که شاه همه را در دست میگرفت و آنگاه کسانی که در پیشگاه او بودند، پایداری و نیکبختی او را با آوای بلند از اورمزدی میخواستند. موبد موبدان نخستین کسی بود که در نوروز به شاه شادباش میگفت. این نمونهای از شیوهی برگزاری جشن نوروز برای شاهان در حضور آنان بود."

ساقیا آمدن عید مبارک بادت
وان مواعید که کردی مرور از یادت
شادی مجلسیان در قدم و مقدم تست
جای غم باد مران دل که نخواهد شادت
موسم ربیع و فصل شادی، این نوروز کهن و رسم باستانی ایران زمین، این یادگار خجسته جمشید جم، عید سعید نوروز را به همه شما عزیزان تبریک عرض میکنم و امیدوارم سالی خوش قرین با شادکامی و شادی پیش رو داشته باشید. پیروزی و موفقیت روزافزون شما را از درگاه ایزدمنان مسئلت دارم.
سال نو گشت به یاران کهن مژده دهید
که بهار آمد و گل آمد و باغ آمد و عید
قربونتون.موید باشید.نیکی